![]() |
![]() |
|
| سینمای مستقل و مستند |
|
نمی دانم واقعا در این روزهای سرد و سیاه که همه را نوعی غم و غصه در بر گرفته می توان از سینما نوشت یا نه واقعا نمی دانم نمی دانم
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388ساعت 15:54 توسط علی حاجی پور |
|
|
درباره وقتی همه خوابیم ( بهرام بیضایی): خشم از بی فرهنگی این بار دیدن فیلم جدیدی از استاد کمتر از 10 سال طول کشید اما باز هم با توجه به حجم طرح ها و فیلمنامه های ارایه و رد شده او در طول این سال ها و انتظاری که همه ، از موافقان و دوستداران گرفته تا مخالفان برای دیدن فیلم جدیدی از بیضایی دارند 8 سال زمان طولانی ای بود. "سگ کشی" با نمایشش در جشنواره نوزدهم فیلم فجر و اکران عمومی پرسروصدایش در اواخر سال 80 عملا به یکی از موفق ترین فیلم های کارنامه بیضایی تبدیل شده بود و مهم تر از همه رویکرد خاص او به مسائل اجتماعی و سیاسی روز بود که برخی از منتقدان خسته از فیلم های عمدتا اسطوره ای و آئینی او را سر شوق آورده بود. پس از متوقف شدن مرموز پروژه "لبه پرتگاه" و چندی بعد شروع شدن تولید "وقتی همه خوابیم" آن هم در سکوت خبری زمزمه هایی شنیده شد که بیضایی قصد دارد جوابیه ای به همه سوالات بسازد اما با توجه به کم حاشیه بودن بیضایی این گمان کمتر محلی از اعراب داشت. گمانی که با دیدن فیلم به حقیقت پیوست. "وقتی همه خوابیم" در واقع یک جوابیه صریح ، کوبنده و پر زرق و برق از سوی کارگردانی است که فیلمنامه قبلی اش نه به وسیله نظارت رسمی که تحت سیطره ویرانگر قدرت پول و سرمایه تهیه کنندگان فیلمفارسی متوقف شده بود. بیضایی با خشمی که شاید فقط در نیمه دوم "سگ کشی" از او دیده بودیم به بی فرهنگی صاحبان سرمایه در سینمای ما می تازد و با تیغی آخته نحوه فیلمسازی سرهم بندی شده و باری به هر جهتشان را به سخره می گیرد. خشم و هرج هرج آگاهانه نیمه دوم "وقتی همه خوابیم" به مانند تسویه حسابی است که فردی فرهنگی و تا اینجای کار کم حاشیه را اینگونه به عکس العمل واداشته است. او فیلمی را به ما نشان می دهد که در مدت کوتاهی بازیگر نقش اول مرد و زن و حتی کارگردانش اخراج می شوند و با پایان فیلمبرداری اش جشنی برپا می گردد تا جریان همیشه زنده و نابودگر فیلمفارسی موجودیتش را به روشن و دردناک ترین شکل ممکن ابراز کند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 16:37 توسط علی حاجی پور |
|
|
درباره "بعضی ها داغشو دوست دارن"( بیلی وایلدر – 1959) ------------------------------- بیلی وایلدر در اوج دوران حرفه ای خود و بعد از ساختن فیلم های شاخص و ماندگاری چون ساست بلوار و بازداشگاه شماره 17و در زمانی که سینمای اخلاق گرای آمریکا می رفت تا وارد مرحله تازه ای از گذشتن از مرزهای ارزش ها و اخلاقیات نهادینه در جامعه شود به همراه دوست و همکار قدیمی خود "ال دایموند" سرگرم نوشتن کمدی تازه ای شد که می توان آن را پایانی درخشان بر فیلمهای دهه50 او نیز دانست.داستان فیلمنامه در روز سن والنتین می گذرد هنگامی که دو نوازنده بیکار شاهد کشتارآن روز شیکاگو توسط گنگسترها می شوند و از ترس آن که به وسیله آنها شناسایی و کشته شوند تن به زن پوشی می دهند و همراه گروهی از دختران نوازنده عازم میامی می شوند. اما داستان به همین سادگی ها هم نیست.در قطار یکی از آنها دلبسته خواننده گروه که دختری جذاب و اغواگر است می شود و پیرمردی متمول و هوسران نیز شیفته یکی دیگر از مردان می گردد.وایلدر و دایموند براساس ایده وسوسه کننده مردان در لباس مبدل زنان پشت هم برای دو مرد بخت برگشته و ترسوی خود مانع می تراشند و این موانع مخاطب را در دیدن اثری کمدی که حرفهای بسیاری در خود دارد سرگرم می کند و به فکر فرو می برد.می گویند سلزنیک تهیه کننده بانفوذ هالیوود به وایلدر هشدار داده بود که نمی تواند با کلیشه های سینمایی بازی کند و فکر ترکیب کمدی با جنایت محکوم به شکست است اما وایلدر که قبل ازآن نیز آثار جنجالی زیادی ساخته بود به کار خود اعتقاد داشت.وایلدر همواره اعلام می کرد که فیلمنامه نویسی است که از ترس آن که فیلمسازها نوشته هایش را خراب کنند مجبور است خود آنها را بسازد بنابراین کارگردانی می کند.مانند همیشه فیلمنامه او پر از جزییات و اتفاقات ریز و درشت خنده دار اما به شدت گزنده و تلخ است.فیلمنامه"بعضی ها داغشو...." ورود به حیطه نوعی کمدی نو در هالیوود بود.تا قبل از آن فیلمسازان معمولا جانب احتیاط را در برابر سانسور و پرده دری و استفاده از جنسیت و بازی با آن را در کار خود در نظر می گرفتند.اما وایلدر با روحیه مبارزه جوی خود به نبرد تمام پیش فرض های قدیمی رفت.ایده و ترفند جالب و جذاب عشق های خنده دار دلبستگی یک مرد که در تصور همگانی یک زن است به یک دختر و یک پیرمرد با این ذهنیت که به زنی که در حقیقت یک مرد است هم پیچیده و هم به شدت تمسخرآمیز به نظر می رسند.شاید برخی با دیدن فیلم در زمانه امروز شوخی های آن را کمی کهنه به حساب بیاورند اما درآن دوران جذابیت آن چیزی فراتر از این حرفها بود. پالین کیل یکی ازمخالفان پرپاقرص وایلدر که گاه ارزش های آثار او را زیر سوال می برد درباره این فیلم گفته " این کمدی ماجراهای . خود را جای زن ها زدن و جابه جایی نقش ها را به طرز بامزه ای تعریف کرده و در عین حال هم مدام بر لبه باریک و خطرناک (ایهام جنسی) حرکت کرده است"وایلدر با قرار دادن شغل دو مرد فراری فیلمش به عنوان نوازنده هم به مقام موسیقی ادای دین کرده و هم برای ورود شخصیت هایش به گروهی از زنان نوازنده مقدمه چینی درستی کرده است.به سیاق بسیاری از کمدی های کلاسیک در اینجا نیز ترفندهایی مانند استفاده از کمدی کلامی و شوخی های فیزیکی در کنار قرار دادن ظرفیت کافی برای هنرنمایی بازیگر توانمند فیلم در موقع ساخت و اجرا مدنظر وایلدر بوده است.بسیاری از جذابیت های فیلمنامه به زمان بازی بازیگران توانایی مانند جک لمون . تونی کرتیس و مریلین مونرو نیز بازمی گردد.باز هم می توان ترس همیشگی وایلدر را از ندیدن یا خراب کردن نکات جذاب فیلمنامه اش در زمان ساخت توسط دیگران درک کرد.وایلدر خود گفته"وقتی فیلمنامه می نویسم . دلم می خواهد کارگردانی کنم و وقتی کارگردانی می کنم . دوست دارم فیلمنامه بنویسم"یک خوشبختی برای ما که او توانست برخی از بهترین فیلمنامه هایش را خودش بسازد و چند گوهر بر گنجینه سینمای کلاسیک بیفزاید.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم دی 1387ساعت 15:42 توسط علی حاجی پور |
|
|
از زبان ویم وندرس پدر سینمای مستقل
ویم ونرس این فیلمساز پیشروی آلمانی و خالق شاهکارهایی چون "پاریس ،تگزاس" و " بهشت بر فراز برلین) را که در کنار برخی دیگر از همتایان و همدوره های خود سینمای نوین پس از جنگ آلمان را مخصوصا در بین دهه های 60 و 70 دگرگون کردند و به جهانیان شناساندند به عنوان "پدر سینمای مستقل" نیز نام نهاده اند. در اینجا به برخی از نقل قول های تاریخی از زبان او نگاهی می کنیم.
" در آلمان مرا هنوز به عنوان "فیلمساز مولف" می شناسند و می دانیم که در این مملکت فیلمساز مولف یعنی فحش ! "
" در آمریکا مرا جزو بنیان گذاران سینمای مستقل می دانند. این سینما در واقع یک انقلاب فرهنگی در سلیقه آمریکایی است و سینمای آمریکا را در چند دهه اخیر دگرگون کرده است. در برابر سیستم استودیویی هالیوود راه دیگری به وجود آمده و حتی می شود از این نوع سینما پول هم درآورد."
" فکر می کنم فیلم های من به خصوص " پاریس ، تگزاس" و "بهشت بر فراز برلین" در این زمینه (تولد و رشد سینمای مستقل ) نقش پیشاهنگ داشته اند"
" فیلمی را به هنگام فیلمبرداری ابداع کردن ، مثل سرودن شعر است و در آن جا هم معلوم نیست بیت بعدی چه با خود می آورد . این یک شیوه کاملا هیجان انگیز است"
" در فیلم های من همه می خواهند به جایی بازگردند اما درست نمی دانند به کجا. وقتی هم که به جایی می رسند متوجه می شوند که هدفشان اصلا این نبوده است"
"سال ها فکر می کردم کلام موثرتر از تصویر است ، ولی امروز تصویرگرایی مطلق است که آدم ها را به سالن سینما می کشاند . این "قصه گویی پرطنین" تنها در سینما امکان دارد ، حالا فرقی نمی کند که این قصه پرداز " آرنولد شوارتزنگر" باشد یا " جارموش".
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 9:57 توسط علی حاجی پور |
|
|
برنامه "مستند 4" از همان روزهای اولی که شروع شد نوید این را می داد که برای اولین بار در صدا و سیما اهتمامی جدی برای پرداختن به مستندهای قابل بحث خارجی به وجود آمده است اما برنامه هر چه جلوتر رفت آن قدر به مضامین سیاسی آغشته شد که اصلا نفس مستند زیر سوال رفت. این برنامه هم مانند برنامه هایی مانند سینما یک و چهار بیشتر تاکید خود را در انتخاب و پخش آثاری گذاشته که به نوعی به مسائل سیاسی روز می پردازند مانند جنگ یا نا آرامی های منطقه ای و در این میان بقیه مستندهایی که در چند ساله اخیر مطرح بوده اند و حتی در مراسم اسکار مورد توجه قرار گرفته اند از دید دوستداران مستند ایران دور مانده است.
اشکال دیگر این برنامه نبودن یک بخش بحث و بررسی درست و مفصل پس از پخش هر قسمت است. این بخش می تواند با بررسی کارشناسان وطنی بسیاری از مشکلات مستندسازی ایران را که به بخش تحقیق و پژوهش و انتخاب زاویه نگاه برمی گردد را با توجه به فیلمی که پخش شده مورد تحلیل قرار دهد و حل کند. "مستند 4" تنها برنامه موجودی است که در حیطه مستند از تلویزیون پخش می شود ، برای همین وظیفه بسیار سنگینی بر دوش سازنندگانش است و تا اینجای کار نتوانسته توقع ها را آنچنان که باید و شاید براورده کند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 17:17 توسط علی حاجی پور |
|
|
به لطفDVD های موجود در بازار فیلم "بلیت ها" به کارگردانی سه کارگردان دارنده نخل طلا با نام های ارمانو المی ، عباس کیارستمی و کن لوچ را به تازگی دیدم. از آن نوع فیلمهای اپیزودیک که ایتالیایی ها از دیرباز علاقه فراوانی به ساخت آن داشته اند. این بار داستان در یک قطار بین المللی به سمت رم می گذرد و هر کدام از این فیلمسازها بر اساس دغدغه ها و دلمشغولی هایشان قسمت به خود را ساخته و پرداخته کرده اند. امیدوارم تا فرصتی دست دهد تا بتوانم مفصل تر درباره هر کدام از این تکه ها که فیلم "بلیت" را می سازنند در مجله "فرهنگ و سینما" بنویسم. در همین حد باید بگویم که تماشای تکه مربوط به کیارستمی در این مجموعه شوق برانگیز بود. تا بعد....... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 16:44 توسط علی حاجی پور |
|
|
فیلم کوتاه و مستند در ایران چه جایگاهی دارد؟ ما به دست خود چه به سر نسل جوانی می آوریم که عاشق فیلمسازی اند؟ تورا خدا کسی جوابی برای این سوال پیدا کند.فیلم کوتاه در ایران تبدیل شده به کپی کردن فیلم های موفق و جایزه گرفته سال گذشته . ما به این شکل به فیلمسازانمان می گوییم: نوآوری ممنوع بچه جان. فکر کردن دیگه چیه. جوری فیلم بساز که جایزه بگیری. جوری کار کن که هیات داوران خوششان بیاید.گور پدر فیلمسازی ناب و متعالی!! حال سینمای کوتاهمان خراب است. با دست خودمان به دریاچه کوچک فیلمسازی مان سم ریخته ایم. چندی بعد که این ماهی ها روی آب بیایند حالی مان می شود اساتید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 11:20 توسط علی حاجی پور |
|
|
معمولا وقتی یک فیلم کوتاه یا مستند خوب می بینیم بسیار بیشتر از یک فیلم بلند سینمایی لذت می بریم؟علتش چیست؟
دوست دارم درباره چرایی این امر بنویسم.شما هم بنویسید.از فیلم های جدیدی که دیدید؟ و جواب این سوال
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:39 توسط علی حاجی پور |
|
|
مدتی است یک نسخه DVDبا کیفیت عالی از آنی هال با دوبله درخشان فارسی پیدا کرده ام که جدا از هنرنمایی وودی آلن و دایان کیتون یاداور روزهای طلایی دوبله در ایران است.به این بهانه دوباره نگاهی می کنیم به شاهکار دهه 70 وودی آلن.
---------------------
آنی هال- 1977( کارگردان:وودی آلن):
فیلمها و آثار نوشتاری وودی آلن و از همه مهمتر اصولا نوع جهان بینی و تفکر او به عنوان یک روشنفکر آمریکایی که آثارش بیش از آن که رنگ و بویی هالیوودی داشته باشند شبیه فیلمهای کارگردانان اندیشمند اروپایی نظیر برگمان. فلینی و آنتونیونی هستند در چند نقطه اوج کارنامه پربار او به خوبی و تمامی خود را به نمایش گذاشته اند.آنی هال اولین فیلم مهم و شاخص وودی آلن و مقدمه ای بر ورود او به جرگه کارگردانان مطرح و محبوب منتقدان به حساب می آید.آلن قبل از این فیلم به واسطه نوشتن و کارگردانی چند فیلم کمدی که حضور او را به عنوان بازیگر اول در خود داشتند ظهور چهره ای کاملا متفاوت را از اواخر دهه 60 نوید داده بود.آنی هال نام معشوقه آلن در این فیلم است.دختری سرزنده و شاداب که از فردی گمنام به خواننده ای حرفه ای و مشهور تبدیل می شود.آلن فیلمنامه را تحت تاثیر زندگی واقعی خود نوشته و می توان آن را یکی از شخصی ترین و محبوب ترین آثار او به شمارآورد.داستان فیلمنامه با تک گویی رو به دوربین آلن(آلوی سینگر) آغاز می شود و او خاطرات عشق نافرجامش را با آنی در ذهن یا برای ما مرور می کند.آلوی یک کمدین دمدمی مزاج است که بعد از آشنایی با آنی های رشد لحظه به لحظه او را تا اوج شهرت نظاره می کند.می توان گفت که فیلمنامه بسیاری از اتفاقات زندگی واقعی و خصوصی آلن و دایان کیتون (آنی) را در خود بازتاب داده است و به نوعی عقده گشایی و حدیث نفس جذاب و روشنفکرانه شبیه است.آلن سعی کرده تا با تداعی هایی منطقی مخاطب را در وهمی شیرین میان آن چه واقعیت صرف است و ان چه بازسازی یا هنر نام گرفته مردد نگه دارد.آلوی روشنفکری به بن بست رسیده است که افکارش را مرگ و ترس از روبه رو شدن با ان پر کرده و حتی در ارتباط با دیگران نیز نمی تواند آن را کنار بگذارد. در واقعیت نیز آلن نابغه ای است که وسوسه مرگ و نیستی و مفهوم جاودانگی در آثارش نقش به سزایی ایفا می کرده و می کنند.دیالوگ مشهوری که آلن به زبان می آورد " هر آدم بالای 35 سال که مرگ دغدغه اصلی زندگی اش نباشد احمق است" امروز به یکی از ضرب المثل های تاریخ سینما تبدیل شده است.در فیلمنامه عاشق و معشوق به ته خط می رسند و رابطه شان را قطع می کنند اما در انتها می بینیم که آلوی نمایشنامه ای نوشته که این رابطه فرجامی خوش یافته است. به این ترتیب وودی آلن خود را به عنوان خالق اثر حاکم تام و تمام آن می داند و بر کامل و برتر بودن هنر نسبت به زندگی معمولی تاکید می کند.آنی هم هنرمند است اما در نقطه مقابل مرد قرار دارد زیرا او هرچه در کارش پیشرفت می کند درمی یابد که می تواند مفهومی تازه تر به زندگی اش ببخشد.آلن در"آنی هال" با مرگ به مناظره برمی خیزد و به این ترتیب ترس خود را از تباهی و فراموش شدن کاهش می دهد. او می داند که دیر یا زود باید این جهان را ترک کند پس به دنبال گذاشتن آثاری بیشتر از خود در این دنیا است.آنی هال در میانه دهه 70 ساخته شد و آلن بیشترین تاثیرپذیری اش را از افکار و دغدغه های سینمای هنری اروپا در اثرش نشان می دهد.فیلم با ظاهر روشنفکرانه اش در ارتباط با مخاطب به موفقیت عظیمی دست یافت و این خود راه آلن را در هالیوود هموارتر کرد و به او آزادی عمل بیشتری برای نوشتن طرح و ایده های منحصربه فردش بخشید."آنی هال "جوایز اسکار بهترین فیلم . فیلمنامه و کارگردانی را نصیب وودی آلن کرد.شاید اگر ایده های عمیق و خاص آلن در این فیلم به چنین موفقیتی نمی رسید آلن نمی توانست به موقعیت یکه کنونی اش دست یابد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 18:21 توسط علی حاجی پور |
|
|
در حال و هوای دردناک ندیدن "سنتوری"
خدا را شکر می کنم که یکی از چندین و چند نفری بودم که در سالن یک سینما فلسطین بهمن ماه پارسال برای اولین بار سنتوری را برای اولین بار روی پرده دیدم.خاطره ای که هیچ وقت نمی توانم فراموشش کنم.تکان دهنده و مانند یک هدیه بزرگ.اما این روزها بدجوری حال من و دیگر دوستداران فیلم و استاد مهرجویی گرفته است جچون فکر می کنم که حق ماها را خورده اند.بدتر از آن فیلمی روی پرده است که یکی از فیلمفارسی های کهنه کار ساخته یعنی همان هایی که مهرجویی و دوستانش در سالهای دهه 40 و 50 علیه آنها قیام کردند و سینمای متفاوت"موج نو" را راه انداختند.فکر می کنم به ما توهین شده، به تمام کسانی که دوست دارند فیلم خوب از یک فیلمساز درجه یک ببینند.حال من را تنها کسانی درک می کنند که طعم این فیلم را چشیده اند و در آرزوی تکرار آن هستند.البته مهرجویی این مصائب را بارها و بارها از قدیم تا حالا چشیده و به ان عادت دارد اما ما چه گناهی کرده ایم. مایی که در این برهوت فیلم خوب ایرانی یک گوهر ناب پیدا کرده ایم که حالا خیلی ها نمی خواهند به حقش برسد.دوستان باید فکری کرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 12:35 توسط علی حاجی پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان عزیز
وبلاگ مستقل ها به فیلم های مستند و کوتاه و مستقل سینمای جهان می پردازد. علی حاجی پور مستند ساز و منتقد سینما فیلم ها: مثل شب(داستانی1382) پاسور(مستند-1383) نامه ای برای آندره(مستند-1384) مسافر صندلی عقب(تجربی- 1385) سایه بان(مستند- 1386) دوستان عزیز برای هر چه بهتر شدن وبلاگ خودتان نظر فراموش نشود.ممنون |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|