![]() |
![]() |
|
| سینمای مستقل و مستند |
|
از زبان ویم وندرس پدر سینمای مستقل
ویم ونرس این فیلمساز پیشروی آلمانی و خالق شاهکارهایی چون "پاریس ،تگزاس" و " بهشت بر فراز برلین) را که در کنار برخی دیگر از همتایان و همدوره های خود سینمای نوین پس از جنگ آلمان را مخصوصا در بین دهه های 60 و 70 دگرگون کردند و به جهانیان شناساندند به عنوان "پدر سینمای مستقل" نیز نام نهاده اند. در اینجا به برخی از نقل قول های تاریخی از زبان او نگاهی می کنیم.
" در آلمان مرا هنوز به عنوان "فیلمساز مولف" می شناسند و می دانیم که در این مملکت فیلمساز مولف یعنی فحش ! "
" در آمریکا مرا جزو بنیان گذاران سینمای مستقل می دانند. این سینما در واقع یک انقلاب فرهنگی در سلیقه آمریکایی است و سینمای آمریکا را در چند دهه اخیر دگرگون کرده است. در برابر سیستم استودیویی هالیوود راه دیگری به وجود آمده و حتی می شود از این نوع سینما پول هم درآورد."
" فکر می کنم فیلم های من به خصوص " پاریس ، تگزاس" و "بهشت بر فراز برلین" در این زمینه (تولد و رشد سینمای مستقل ) نقش پیشاهنگ داشته اند"
" فیلمی را به هنگام فیلمبرداری ابداع کردن ، مثل سرودن شعر است و در آن جا هم معلوم نیست بیت بعدی چه با خود می آورد . این یک شیوه کاملا هیجان انگیز است"
" در فیلم های من همه می خواهند به جایی بازگردند اما درست نمی دانند به کجا. وقتی هم که به جایی می رسند متوجه می شوند که هدفشان اصلا این نبوده است"
"سال ها فکر می کردم کلام موثرتر از تصویر است ، ولی امروز تصویرگرایی مطلق است که آدم ها را به سالن سینما می کشاند . این "قصه گویی پرطنین" تنها در سینما امکان دارد ، حالا فرقی نمی کند که این قصه پرداز " آرنولد شوارتزنگر" باشد یا " جارموش".
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم مهر 1387ساعت 9:57 توسط علی حاجی پور |
|
|
برنامه "مستند 4" از همان روزهای اولی که شروع شد نوید این را می داد که برای اولین بار در صدا و سیما اهتمامی جدی برای پرداختن به مستندهای قابل بحث خارجی به وجود آمده است اما برنامه هر چه جلوتر رفت آن قدر به مضامین سیاسی آغشته شد که اصلا نفس مستند زیر سوال رفت. این برنامه هم مانند برنامه هایی مانند سینما یک و چهار بیشتر تاکید خود را در انتخاب و پخش آثاری گذاشته که به نوعی به مسائل سیاسی روز می پردازند مانند جنگ یا نا آرامی های منطقه ای و در این میان بقیه مستندهایی که در چند ساله اخیر مطرح بوده اند و حتی در مراسم اسکار مورد توجه قرار گرفته اند از دید دوستداران مستند ایران دور مانده است.
اشکال دیگر این برنامه نبودن یک بخش بحث و بررسی درست و مفصل پس از پخش هر قسمت است. این بخش می تواند با بررسی کارشناسان وطنی بسیاری از مشکلات مستندسازی ایران را که به بخش تحقیق و پژوهش و انتخاب زاویه نگاه برمی گردد را با توجه به فیلمی که پخش شده مورد تحلیل قرار دهد و حل کند. "مستند 4" تنها برنامه موجودی است که در حیطه مستند از تلویزیون پخش می شود ، برای همین وظیفه بسیار سنگینی بر دوش سازنندگانش است و تا اینجای کار نتوانسته توقع ها را آنچنان که باید و شاید براورده کند.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 17:17 توسط علی حاجی پور |
|
|
به لطفDVD های موجود در بازار فیلم "بلیت ها" به کارگردانی سه کارگردان دارنده نخل طلا با نام های ارمانو المی ، عباس کیارستمی و کن لوچ را به تازگی دیدم. از آن نوع فیلمهای اپیزودیک که ایتالیایی ها از دیرباز علاقه فراوانی به ساخت آن داشته اند. این بار داستان در یک قطار بین المللی به سمت رم می گذرد و هر کدام از این فیلمسازها بر اساس دغدغه ها و دلمشغولی هایشان قسمت به خود را ساخته و پرداخته کرده اند. امیدوارم تا فرصتی دست دهد تا بتوانم مفصل تر درباره هر کدام از این تکه ها که فیلم "بلیت" را می سازنند در مجله "فرهنگ و سینما" بنویسم. در همین حد باید بگویم که تماشای تکه مربوط به کیارستمی در این مجموعه شوق برانگیز بود. تا بعد....... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت 16:44 توسط علی حاجی پور |
|
|
فیلم کوتاه و مستند در ایران چه جایگاهی دارد؟ ما به دست خود چه به سر نسل جوانی می آوریم که عاشق فیلمسازی اند؟ تورا خدا کسی جوابی برای این سوال پیدا کند.فیلم کوتاه در ایران تبدیل شده به کپی کردن فیلم های موفق و جایزه گرفته سال گذشته . ما به این شکل به فیلمسازانمان می گوییم: نوآوری ممنوع بچه جان. فکر کردن دیگه چیه. جوری فیلم بساز که جایزه بگیری. جوری کار کن که هیات داوران خوششان بیاید.گور پدر فیلمسازی ناب و متعالی!! حال سینمای کوتاهمان خراب است. با دست خودمان به دریاچه کوچک فیلمسازی مان سم ریخته ایم. چندی بعد که این ماهی ها روی آب بیایند حالی مان می شود اساتید. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 11:20 توسط علی حاجی پور |
|
|
معمولا وقتی یک فیلم کوتاه یا مستند خوب می بینیم بسیار بیشتر از یک فیلم بلند سینمایی لذت می بریم؟علتش چیست؟
دوست دارم درباره چرایی این امر بنویسم.شما هم بنویسید.از فیلم های جدیدی که دیدید؟ و جواب این سوال
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت 11:39 توسط علی حاجی پور |
|
|
مدتی است یک نسخه DVDبا کیفیت عالی از آنی هال با دوبله درخشان فارسی پیدا کرده ام که جدا از هنرنمایی وودی آلن و دایان کیتون یاداور روزهای طلایی دوبله در ایران است.به این بهانه دوباره نگاهی می کنیم به شاهکار دهه 70 وودی آلن.
---------------------
آنی هال- 1977( کارگردان:وودی آلن):
فیلمها و آثار نوشتاری وودی آلن و از همه مهمتر اصولا نوع جهان بینی و تفکر او به عنوان یک روشنفکر آمریکایی که آثارش بیش از آن که رنگ و بویی هالیوودی داشته باشند شبیه فیلمهای کارگردانان اندیشمند اروپایی نظیر برگمان. فلینی و آنتونیونی هستند در چند نقطه اوج کارنامه پربار او به خوبی و تمامی خود را به نمایش گذاشته اند.آنی هال اولین فیلم مهم و شاخص وودی آلن و مقدمه ای بر ورود او به جرگه کارگردانان مطرح و محبوب منتقدان به حساب می آید.آلن قبل از این فیلم به واسطه نوشتن و کارگردانی چند فیلم کمدی که حضور او را به عنوان بازیگر اول در خود داشتند ظهور چهره ای کاملا متفاوت را از اواخر دهه 60 نوید داده بود.آنی هال نام معشوقه آلن در این فیلم است.دختری سرزنده و شاداب که از فردی گمنام به خواننده ای حرفه ای و مشهور تبدیل می شود.آلن فیلمنامه را تحت تاثیر زندگی واقعی خود نوشته و می توان آن را یکی از شخصی ترین و محبوب ترین آثار او به شمارآورد.داستان فیلمنامه با تک گویی رو به دوربین آلن(آلوی سینگر) آغاز می شود و او خاطرات عشق نافرجامش را با آنی در ذهن یا برای ما مرور می کند.آلوی یک کمدین دمدمی مزاج است که بعد از آشنایی با آنی های رشد لحظه به لحظه او را تا اوج شهرت نظاره می کند.می توان گفت که فیلمنامه بسیاری از اتفاقات زندگی واقعی و خصوصی آلن و دایان کیتون (آنی) را در خود بازتاب داده است و به نوعی عقده گشایی و حدیث نفس جذاب و روشنفکرانه شبیه است.آلن سعی کرده تا با تداعی هایی منطقی مخاطب را در وهمی شیرین میان آن چه واقعیت صرف است و ان چه بازسازی یا هنر نام گرفته مردد نگه دارد.آلوی روشنفکری به بن بست رسیده است که افکارش را مرگ و ترس از روبه رو شدن با ان پر کرده و حتی در ارتباط با دیگران نیز نمی تواند آن را کنار بگذارد. در واقعیت نیز آلن نابغه ای است که وسوسه مرگ و نیستی و مفهوم جاودانگی در آثارش نقش به سزایی ایفا می کرده و می کنند.دیالوگ مشهوری که آلن به زبان می آورد " هر آدم بالای 35 سال که مرگ دغدغه اصلی زندگی اش نباشد احمق است" امروز به یکی از ضرب المثل های تاریخ سینما تبدیل شده است.در فیلمنامه عاشق و معشوق به ته خط می رسند و رابطه شان را قطع می کنند اما در انتها می بینیم که آلوی نمایشنامه ای نوشته که این رابطه فرجامی خوش یافته است. به این ترتیب وودی آلن خود را به عنوان خالق اثر حاکم تام و تمام آن می داند و بر کامل و برتر بودن هنر نسبت به زندگی معمولی تاکید می کند.آنی هم هنرمند است اما در نقطه مقابل مرد قرار دارد زیرا او هرچه در کارش پیشرفت می کند درمی یابد که می تواند مفهومی تازه تر به زندگی اش ببخشد.آلن در"آنی هال" با مرگ به مناظره برمی خیزد و به این ترتیب ترس خود را از تباهی و فراموش شدن کاهش می دهد. او می داند که دیر یا زود باید این جهان را ترک کند پس به دنبال گذاشتن آثاری بیشتر از خود در این دنیا است.آنی هال در میانه دهه 70 ساخته شد و آلن بیشترین تاثیرپذیری اش را از افکار و دغدغه های سینمای هنری اروپا در اثرش نشان می دهد.فیلم با ظاهر روشنفکرانه اش در ارتباط با مخاطب به موفقیت عظیمی دست یافت و این خود راه آلن را در هالیوود هموارتر کرد و به او آزادی عمل بیشتری برای نوشتن طرح و ایده های منحصربه فردش بخشید."آنی هال "جوایز اسکار بهترین فیلم . فیلمنامه و کارگردانی را نصیب وودی آلن کرد.شاید اگر ایده های عمیق و خاص آلن در این فیلم به چنین موفقیتی نمی رسید آلن نمی توانست به موقعیت یکه کنونی اش دست یابد.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه دوازدهم مهر 1386ساعت 18:21 توسط علی حاجی پور |
|
|
در حال و هوای دردناک ندیدن "سنتوری"
خدا را شکر می کنم که یکی از چندین و چند نفری بودم که در سالن یک سینما فلسطین بهمن ماه پارسال برای اولین بار سنتوری را برای اولین بار روی پرده دیدم.خاطره ای که هیچ وقت نمی توانم فراموشش کنم.تکان دهنده و مانند یک هدیه بزرگ.اما این روزها بدجوری حال من و دیگر دوستداران فیلم و استاد مهرجویی گرفته است جچون فکر می کنم که حق ماها را خورده اند.بدتر از آن فیلمی روی پرده است که یکی از فیلمفارسی های کهنه کار ساخته یعنی همان هایی که مهرجویی و دوستانش در سالهای دهه 40 و 50 علیه آنها قیام کردند و سینمای متفاوت"موج نو" را راه انداختند.فکر می کنم به ما توهین شده، به تمام کسانی که دوست دارند فیلم خوب از یک فیلمساز درجه یک ببینند.حال من را تنها کسانی درک می کنند که طعم این فیلم را چشیده اند و در آرزوی تکرار آن هستند.البته مهرجویی این مصائب را بارها و بارها از قدیم تا حالا چشیده و به ان عادت دارد اما ما چه گناهی کرده ایم. مایی که در این برهوت فیلم خوب ایرانی یک گوهر ناب پیدا کرده ایم که حالا خیلی ها نمی خواهند به حقش برسد.دوستان باید فکری کرد. |
|
+ نوشته شده در
شنبه ششم مرداد 1386ساعت 12:35 توسط علی حاجی پور |
|
|
حمید هامون(فیلم :هامون- بازیگر:خسرو شکیبایی- 1368):
هامون را می توان مهمترین و تاثیرگذارترین شخصیت سینمای ایران در سالهای بعد از انقلاب نیز دانست که حاصل اندیشه ها و کارگردانی درخشان داریوش مهرجویی و هنر بازیگری یکه خسرو شکیبایی است.هامون در سالی ساخته شد که تازه جنگ ویرانگر و تحمیلی 8 ساله به آتش بس رسیده بود و جامعه در آستانه دگرگونی های بنیادینی قرار داشت.در 10 سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذشت جامعه دچار تغییرات بسیاری شده بود و طبقه متوسط جامعه گسترش بسیار بیشتری نسبت به ابتدای دهه یافته بود.مهرجویی که همواره دغدغه رویارویی نابرابر سنت و مدرنیته وارداتی را از فیلم های قبل از انقلاب خود به شکل های مختلف مطرح ساخته بود در اولین فیلم به راستی موفق و عمیق خود در پس از انقلاب پس از زورآزمایی هایی با مایه های تازه تر و محدودیت های ناگزیر بعد از انقلاب در "اجاره نشین ها" و "شیرک" فیلمی را ساخت که امروزه می توان ان را با توجه به تعداد طرفداران خاص و سرسخت آن به نوعی "فیلم کالت" نیز قلمداد کرد.شدت و حدت تاثیرگذاری و عمق مفاهیم گوناگون فیلم به حدی بود که حتی جشنواره محافظه کار فیلم فجر نیز در سال 68 نتوانست از اختصاص دادن جایزه های مهم خود به ان خودداری کند. مهرجویی با توجه به واقعیت های جامعه ایرانی انتهای دهه 60 و بینش عمیق خود نسبت به مفهوم و هویت روشنفکر ایرانی با تمام خصوصیات منحصربه فرد خود توانسته در هامون شخصیتی را ساخته و پرداخته کند که تماشاگر را از هر صنف ، قشر و طبقه اجتماعی و فرهنگی ای با خود به همذات پنداری بخواند.حمیدهامون دانشجوی دوره دکترای فلسفه در یک برهه زمانی حساس با مشکلات و مصائب مختلف و کاملا متفاوتی در زندگی خصوصی و شغلی اش درگیر است.زندگی او را با یک کابوس دردناک آغازمی کنیم.رویایی دهشتناک که ما را در برابر افراد مهم و نزدیک زندگی اش قرار می دهد.در ادامه درمی یابیم که هامون که در حال کار بر روی پروژه تز دکترای خود است با مشکل دادخواست طلاق همسرش روبه روست و دبیری وکیل قدیمی اش هم انگار بی میل نیست که زندگی او از هم بپاشد.هامون که در گذشته انسان آرمان گرا و ایده آلیستی بوده با سطح سواد و معلومات بسیار بالا ، حال به عنوان کارمندی خرده پا در اداره ای دولتی و به صورت پاره وقت به عنوان یک مسئول فروش در شرکتی تجاری کار می کند و این امر مسخ شدگی او را به عنوان انسانی فرهیخته که می توانسته بر جامعه اطرافش تاثیر بگذارد نشان می دهد.مهرجویی نگاهی حسرت بار و تراژیک به این مرد به بن بست رسیده دارد.او به عنوان هنرمندی با دغدغه های ژرف اجتماعی و فرهنگی نمی توانسته از کنار واقعیتی به این اندازه آزاردهنده به آسانی گذر کند و آفریدن شخصیت هامون نیز نشانه تام و تمام این دلمشغولی استاد است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 14:20 توسط علی حاجی پور |
|
|
دو فیلم کوتاه از استنلی کوبریک به مناسبت نزدیکی روز تولد او (4 مرداد)
1- روز نبرد(مستند کوتاه-16 دقیقه -1950): استنلی کوبریک به عنوان طبع آزمایی اش در سینما فیلم کوتاه 16 دقیقه ای ساخت که تنها 3900دلار هزینه برداشت.کوبریک به وسیله دوستش الکس سینگر که به این کار علاقه مند شد و دریافت که این امکان را دارد تا بتواند فیلمی کوتاه و مستند با استفاده از یک دوربین "آیمو"صد فوتی و عوامل اندک و تکیه بر سوابق خود در عکاسی خبری بسازد.این تجربه کوتاه برای کوبریک جوان که تنها 22 سال داشت نتایج بسیار خوبی به همراه داشت.او دریافت که چگونه باید با سوژه طرف شود و از زاویه نگاه منحصربه فرد خود آن را به تصویر بکشد.او در فیلمبرداری صحنه های مشت زنی از دو دوربین بهره گرفت (یکی در کنار رینگ مسابقه که خود کوبریک پشت ان بود و دیگری داخل جمعیت تماشاگران که سینگر با آن فیلم می گرفت.)داستان فیلم درباره یک روز از زندگی روزمره دو برادر دوقلوی مشت زن بود.کوبریک فیلمش را از ابتدای یک روز کاری انها آغاز می کرد و اعمال معمولی شان را به تماشاگر نشان می داد تا به این وسیله باعث نزدیکی بیشتر مخاطب با انها شود.سپس یک مسابقه انها را می بینیم که با سختی و مرارت فراوان به پیروزی می انجامد.در همان اولین فیلم و با ان که کوبریک امکانات یا بودجه زیادی در اختیار نداشت به خوبی می توان شور و علاقه اش را به فیلمسازی تشخیص داد و ایده های مختلف دیداری و شنیداری اش را که در اثار بعدی اش بر غنایشان افزود ردیابی کرد.با این فیلم فیلمساز با استعدادی متولد شد که در 50 سال آینده سینمای جهان را به تکاپو واداشت. 2- پدر روحانی پرنده(مستند کوتاه-8 دقیقه- 1951): برای دومین فیلم کوبریک سوژه بسیار جذاب و تجربه نشده ای را انتخاب کرد.موفقیت فیلم اولش که شرکت (آر کی او) را به خرید امتیاز ان واداشته بود و مبلغی به عنوان پیش پرداخت از سوی این شرکت برای ساخت فیلم بعدی باعث شد تا کوبریک بتواند با فراغ باز بیشتری این فیلم را شروع کند.داستان این مستند کوتاه 8 دقیقه ای درباره دو روز از زندگی پدر روحانی فرد استاتمولر بود که برای سرکشی به یازده کلیسا تحت سرپرستی اش که در محدوده ای به وسعت چهار هزار مایل مربع قرار داشتند از هواپیما استفاده می کرد.کوبریک تماشاگر را با پدر در یک سفر هوایی همراه می کند و مراسم تدفینی که او انجامش می دهد و دیگر وظایف و تکالیف الهی روزانه اش را مانند رسیدگی اش به مشکلات اجتماعی و دینی مردم روستاها به ما نشان می دهد. باز هم در این مستند کوبریک از گقتار روی فیلم برای تشریح رفتار و اعمال شخصیت اصلی اش بهره گرفته بود و به این شکل مخاطب را در لحظات زندگی شخصی و کاری پدر روحانی فیلمش وارد کرده بود.می گویند کوبریک شیفته پرواز و هواپیما بود و حتی گواهینامه پرواز نیز گرفته بود پس به اسانی می توان دریافت که انتخاب این سوژه برای ساختن فیلم جدا از جذابیت و بکری ماجرا به علایق شخصی اش هم بازمی گشت.این فیلم به خاطر زمان کوتاهش چندان دیده نشده و بسیاری از دوستداران سینما موفق به دیدارش نشده اند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 11:38 توسط علی حاجی پور |
|
|
این هم مشخصات و عوامل تولید اخرین فیلمم که تدوینش همین هفته پیش تمام شد.
سایه بان- 1386 ------------------------------- کارگردان:علی حاجی پور فیلمنامه:علی حاجی پور تصویربردار:فرهاد ربیعی تدوین و صداگذاری:کاوه مظاهری مدیرتولید:مجتبی ارچنگ دستیارکارگردان:آیدا کرامتی صدا و دستیار تصویر:فرهاد اکبرزاده عکاس:مجتبی محمدی تهیه کننده:مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی مستند-24 دقیقه- دی وی کم- رنگی خلاصه داستان:26 اسفند1376 علیرضا سایه بان نابغه ریاضی شهر بندرانزلی در بازگشت از یک سمینار علمی در حادثه ای رانندگی به همراه چندی از دوستانش کشته شد.10 سال بعد به بهانه ساخت فیلمی مستند درباره او به میان جوانان امروز شهرش رفتیم.آیا آنها اصلا تصوری از جوان نابغه ای که روزی در میان آنها بود دارند؟ اصلا تعریف آنها از مفهوم نابغه چیست؟……. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 16:4 توسط علی حاجی پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان عزیز
وبلاگ مستقل ها به فیلم های مستند و کوتاه و مستقل سینمای جهان می پردازد. علی حاجی پور مستند ساز و منتقد سینما فیلم ها: مثل شب(داستانی1382) پاسور(مستند-1383) نامه ای برای آندره(مستند-1384) مسافر صندلی عقب(تجربی- 1385) سایه بان(مستند- 1386) دوستان عزیز برای هر چه بهتر شدن وبلاگ خودتان نظر فراموش نشود.ممنون |
| نوشته های پیشین |
|
مهر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|