![]() |
![]() |
|
| سینمای مستقل و مستند |
|
حمید هامون(فیلم :هامون- بازیگر:خسرو شکیبایی- 1368):
هامون را می توان مهمترین و تاثیرگذارترین شخصیت سینمای ایران در سالهای بعد از انقلاب نیز دانست که حاصل اندیشه ها و کارگردانی درخشان داریوش مهرجویی و هنر بازیگری یکه خسرو شکیبایی است.هامون در سالی ساخته شد که تازه جنگ ویرانگر و تحمیلی 8 ساله به آتش بس رسیده بود و جامعه در آستانه دگرگونی های بنیادینی قرار داشت.در 10 سالی که از پیروزی انقلاب اسلامی می گذشت جامعه دچار تغییرات بسیاری شده بود و طبقه متوسط جامعه گسترش بسیار بیشتری نسبت به ابتدای دهه یافته بود.مهرجویی که همواره دغدغه رویارویی نابرابر سنت و مدرنیته وارداتی را از فیلم های قبل از انقلاب خود به شکل های مختلف مطرح ساخته بود در اولین فیلم به راستی موفق و عمیق خود در پس از انقلاب پس از زورآزمایی هایی با مایه های تازه تر و محدودیت های ناگزیر بعد از انقلاب در "اجاره نشین ها" و "شیرک" فیلمی را ساخت که امروزه می توان ان را با توجه به تعداد طرفداران خاص و سرسخت آن به نوعی "فیلم کالت" نیز قلمداد کرد.شدت و حدت تاثیرگذاری و عمق مفاهیم گوناگون فیلم به حدی بود که حتی جشنواره محافظه کار فیلم فجر نیز در سال 68 نتوانست از اختصاص دادن جایزه های مهم خود به ان خودداری کند. مهرجویی با توجه به واقعیت های جامعه ایرانی انتهای دهه 60 و بینش عمیق خود نسبت به مفهوم و هویت روشنفکر ایرانی با تمام خصوصیات منحصربه فرد خود توانسته در هامون شخصیتی را ساخته و پرداخته کند که تماشاگر را از هر صنف ، قشر و طبقه اجتماعی و فرهنگی ای با خود به همذات پنداری بخواند.حمیدهامون دانشجوی دوره دکترای فلسفه در یک برهه زمانی حساس با مشکلات و مصائب مختلف و کاملا متفاوتی در زندگی خصوصی و شغلی اش درگیر است.زندگی او را با یک کابوس دردناک آغازمی کنیم.رویایی دهشتناک که ما را در برابر افراد مهم و نزدیک زندگی اش قرار می دهد.در ادامه درمی یابیم که هامون که در حال کار بر روی پروژه تز دکترای خود است با مشکل دادخواست طلاق همسرش روبه روست و دبیری وکیل قدیمی اش هم انگار بی میل نیست که زندگی او از هم بپاشد.هامون که در گذشته انسان آرمان گرا و ایده آلیستی بوده با سطح سواد و معلومات بسیار بالا ، حال به عنوان کارمندی خرده پا در اداره ای دولتی و به صورت پاره وقت به عنوان یک مسئول فروش در شرکتی تجاری کار می کند و این امر مسخ شدگی او را به عنوان انسانی فرهیخته که می توانسته بر جامعه اطرافش تاثیر بگذارد نشان می دهد.مهرجویی نگاهی حسرت بار و تراژیک به این مرد به بن بست رسیده دارد.او به عنوان هنرمندی با دغدغه های ژرف اجتماعی و فرهنگی نمی توانسته از کنار واقعیتی به این اندازه آزاردهنده به آسانی گذر کند و آفریدن شخصیت هامون نیز نشانه تام و تمام این دلمشغولی استاد است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هشتم تیر 1386ساعت 14:20 توسط علی حاجی پور |
|
|
دو فیلم کوتاه از استنلی کوبریک به مناسبت نزدیکی روز تولد او (4 مرداد)
1- روز نبرد(مستند کوتاه-16 دقیقه -1950): استنلی کوبریک به عنوان طبع آزمایی اش در سینما فیلم کوتاه 16 دقیقه ای ساخت که تنها 3900دلار هزینه برداشت.کوبریک به وسیله دوستش الکس سینگر که به این کار علاقه مند شد و دریافت که این امکان را دارد تا بتواند فیلمی کوتاه و مستند با استفاده از یک دوربین "آیمو"صد فوتی و عوامل اندک و تکیه بر سوابق خود در عکاسی خبری بسازد.این تجربه کوتاه برای کوبریک جوان که تنها 22 سال داشت نتایج بسیار خوبی به همراه داشت.او دریافت که چگونه باید با سوژه طرف شود و از زاویه نگاه منحصربه فرد خود آن را به تصویر بکشد.او در فیلمبرداری صحنه های مشت زنی از دو دوربین بهره گرفت (یکی در کنار رینگ مسابقه که خود کوبریک پشت ان بود و دیگری داخل جمعیت تماشاگران که سینگر با آن فیلم می گرفت.)داستان فیلم درباره یک روز از زندگی روزمره دو برادر دوقلوی مشت زن بود.کوبریک فیلمش را از ابتدای یک روز کاری انها آغاز می کرد و اعمال معمولی شان را به تماشاگر نشان می داد تا به این وسیله باعث نزدیکی بیشتر مخاطب با انها شود.سپس یک مسابقه انها را می بینیم که با سختی و مرارت فراوان به پیروزی می انجامد.در همان اولین فیلم و با ان که کوبریک امکانات یا بودجه زیادی در اختیار نداشت به خوبی می توان شور و علاقه اش را به فیلمسازی تشخیص داد و ایده های مختلف دیداری و شنیداری اش را که در اثار بعدی اش بر غنایشان افزود ردیابی کرد.با این فیلم فیلمساز با استعدادی متولد شد که در 50 سال آینده سینمای جهان را به تکاپو واداشت. 2- پدر روحانی پرنده(مستند کوتاه-8 دقیقه- 1951): برای دومین فیلم کوبریک سوژه بسیار جذاب و تجربه نشده ای را انتخاب کرد.موفقیت فیلم اولش که شرکت (آر کی او) را به خرید امتیاز ان واداشته بود و مبلغی به عنوان پیش پرداخت از سوی این شرکت برای ساخت فیلم بعدی باعث شد تا کوبریک بتواند با فراغ باز بیشتری این فیلم را شروع کند.داستان این مستند کوتاه 8 دقیقه ای درباره دو روز از زندگی پدر روحانی فرد استاتمولر بود که برای سرکشی به یازده کلیسا تحت سرپرستی اش که در محدوده ای به وسعت چهار هزار مایل مربع قرار داشتند از هواپیما استفاده می کرد.کوبریک تماشاگر را با پدر در یک سفر هوایی همراه می کند و مراسم تدفینی که او انجامش می دهد و دیگر وظایف و تکالیف الهی روزانه اش را مانند رسیدگی اش به مشکلات اجتماعی و دینی مردم روستاها به ما نشان می دهد. باز هم در این مستند کوبریک از گقتار روی فیلم برای تشریح رفتار و اعمال شخصیت اصلی اش بهره گرفته بود و به این شکل مخاطب را در لحظات زندگی شخصی و کاری پدر روحانی فیلمش وارد کرده بود.می گویند کوبریک شیفته پرواز و هواپیما بود و حتی گواهینامه پرواز نیز گرفته بود پس به اسانی می توان دریافت که انتخاب این سوژه برای ساختن فیلم جدا از جذابیت و بکری ماجرا به علایق شخصی اش هم بازمی گشت.این فیلم به خاطر زمان کوتاهش چندان دیده نشده و بسیاری از دوستداران سینما موفق به دیدارش نشده اند. |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه ششم تیر 1386ساعت 11:38 توسط علی حاجی پور |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام دوستان عزیز
وبلاگ مستقل ها به فیلم های مستند و کوتاه و مستقل سینمای جهان می پردازد. علی حاجی پور مستند ساز و منتقد سینما فیلم ها: مثل شب(داستانی1382) پاسور(مستند-1383) نامه ای برای آندره(مستند-1384) مسافر صندلی عقب(تجربی- 1385) سایه بان(مستند- 1386) دوستان عزیز برای هر چه بهتر شدن وبلاگ خودتان نظر فراموش نشود.ممنون |
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 خرداد 1388 اسفند 1387 دی 1387 مهر 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 آذر 1386 مهر 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|