<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>مستقل ها</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/</link>
<description>سینمای مستقل و مستند</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 21 Dec 2009 14:28:12 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>فیلمی که اگر ندیده اید حتما ببینید</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-37.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;تولد ( جاناتان گلیزر- 2005)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این فیلم جاناتان گلیزر گمنام در میان دوستداران سینمای ناب و هنری در این برهوت فیلم خوب و عمیق طرفداران خاصی پیدا کرد. فیلمنامه را ژان کلودکریر فیلمنامه نویس بونوئل نوشته و این همه را به دیدن نتیجه کار کنجکاو ساخته بود.بهترین لحظات فیلم هم شباهت غریبی به آثار دهه 60و 70 بونوئل و پولانسکی دارد.شان شوهر آنا در حین دویدن به زمین می افتد و می میرد.ده سال بعد آنا به مردی دیگر به نام جوزف علاقه مند شده اما معمای مرگ شوهرش و مهر او را نمی تواند فراموش کند.هنگامی که این دو نامزدیشان را اعلام می کنند پسربچه ای به نام شان بر زن ظاهر می شود و اعلام می کند که شوهر مرده او است که حال در کالبد یک کودک به نزد او بازگشته است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آنا شوکه می شود.او نمی تواند همچنین ادعایی را بپذیرد اما پسربچه ناگفته هایی از زندگی آن دو را عیان می کند که عجیب ، باورنکردنی و قابل تامل است.آنا نمی تواند این حقایق را از نظر دور نگه دارد و از سویی دیگر هیچ کس هم چنین مسئله ای را باور نمی کند.بازی نیکول کیدمن در اوج دوران بازیگری اش در نقش زنی که هنوز شوهرش را دوست دارد و حال در برابر واقعه ای سخت نامنتظر قرار گرفته عمیق و در لحظاتی تکان دهنده است.او با مکث و طمانینه ای غبطه برانگیز نقشش را بازی می کند و گاه فراموش می کنیم که او همان کیدمن فوق ستاره هالیوودی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;  برخی از منتقدان فیلم را ادای دینی به آثار بونوئل و پولانسکی می دانند مضافا که آرایش موهای آنا به شدت یادآور میافارو در &quot;بچه رزمری&quot; است. سبک روایی فیلم خوددار و متین و موسیقی متنش چونان ضربان قلبی است که اضطراب و نگرانی عجیبی را به تماشاگر القا می کند. اگر &quot;تولد&quot; را نوعی ردیابی مفاهیم از دست رفته ای چون عشق ، وفاداری و ارزش خاطرات بدانیم و گلیزر را به خاطر وفاداری اش به سینمایی تعالی دهنده تحسین کنیم راهی به خطا نرفته ایم. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 21 Dec 2009 14:28:12 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=37</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-37.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مستقل ماندن از نگاه احمد شاملو</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-36.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&quot; آزادی از نظر من یعنی قبل از هر چیز عروج انسان از طریق رها شدن از خرافات. آدمیزاد خرافه پرست از بردگی و جهل خودش دفاع می کند و مرا هم با خودش به بردگی می کشاند.&quot;    احمد شاملو&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حین گشت و گذار در بین انبوه یادداشت هایم به این گفته از احمد شاملو کبیر رسیدم. تکان دهنده بود و عبرت آموز. به نظرم اولین درس در مستقل ماندن در همه چیز همین جمله است. روحش شاد.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 16 Nov 2009 08:14:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=36</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-36.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>نگراني 46 سينماگر ايران درباره سينماي مستقل	</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;46 سينماگر مطرح ايران در بيانيه يي مشترک نگراني خود را نسبت به حذف سينماي «مستقل» اعلام کردند. در اين بيانيه که به عنوان بيانيه شماره 3 مجمع فيلمسازان سينماي ايران منتشر شده، نام فيلمسازاني چون عباس کيارستمي، ناصر تقوايي، بهرام بيضايي، رخشان بني اعتماد، احمدرضا درويش، کيومرث پوراحمد، ابوالحسن داودي، عليرضا داودنژاد، پرويز شهبازي، اصغر فرهادي ، کیانوش عیاری و... به چشم مي خورد. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اين هنرمندان در بيانيه مشترک خود به جرياني اشاره کرده اند که قصد فاصله انداختن ميان آنها و مردم را دارد. چنانچه در آغاز بيانيه اين گونه آمده است؛ «دوستداران سينماي ايران، سالن هاي سينما بعضي از فيلم هاي ما را نشان نمي دهند و بسياري از فيلم ها با محدوديت به نمايش درمي آيند و هيچ قانوني از ما پشتيباني نمي کند. جرياني بين ما و شما فاصله انداخته است.»&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;46 سينماگر ايران در بيانيه خود اضافه کرده اند؛ «اين جريان خواستار حاکميت پول و سرمايه است و هر کس براي آنان فيلم نسازد، در نمايش عمومي با شگردهاي بازاري تنبيه مي شود. در شرايط کنوني، ملاک براي نمايش عمومي يک فيلم، فيلمساز آبرودار و فيلم آبرومند نيست. مي خواهند سينماي مستقل را حذف کنند يا حداکثر لطف کنند و در گلخانه نگه دارند.»&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;در ادامه اين بيانيه آمده است؛ «علاقه مندان به سينماي ايران، ما اين فيلم ها را براي شما و به عشق شما مي سازيم. رودررويي مستقيم با مردم حق هر سينماگري است و نيز حق مردم است که فيلم هاي متفاوت ببينند، اما انحصارطلبي راه را بسته است. اگر ساز و کار توليد و پخش و نمايش در اين سينما اصلاح نشود. و اگر در نمايش فيلم ها عدالت اقتصادي و فرهنگي اعمال نشود، بايد به زودي شاهد حذف سينماي مستقل ايران باشيم.»&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 31 Oct 2009 11:53:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>در سینما چگونه می توان مستقل بود؟</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نظر دیوید لینچ :&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; آدم نمی تواند فقط وحشی باشد و دیوانگی کند ، به هر حال باید قلم مو و رنگ را درست انتخاب کرد و چیزی به وجود آورد. روشمندی و انسجام شرط ضروری و بنیاد کار است. بر این اساس هنرمند به خلاقیتش مجال ظهور می دهد و از اینجا به بعد است که می تواند تا جایی که می خواهد دیوانه بازی دربیاورد&quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نظر هال هارتلی:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; معمولا یک موقعیت را تا حدی به تماشاگر نشان می دهم که در او انتظارهای واضحی شکل بگیرد و بعد به راه هایی فکر می کنم که این انتظارها را براورده نکنیم و او او را غافلگیر کنیم&quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نظر رابرت آلتمن:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; اگر کسی بخواهد هنرمند شود ، باید قواعد تحمیلی را زیر پا بگذارد..... هر فیلمی را مطابق قاعده شروع می کنم ، اما مدتی بعد همه چیز را تغییر می دهم. کار قبلی را به طور کلی کنار می گذارم. چون اگر زمانی برسد که به ورطه تکرار بیفتم کارم تمام است&quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;نظر فرانسواتروفو:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; اگر به کاری که می کنیم و به خودمان اهمیت بیشتری بدهیم ، آثاری خلق می کنیم که باقی می مانند ، مبارزه می کنند و ادامه پیدا می کنند. حالا نه برای ابد ، اما به هر حال بیشتر از خود ما ادامه پیدا می کنند&quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 21 Oct 2009 10:11:24 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یک شعر ناب</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description>این شعر را با دقت بخوانید:&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;DIV&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;&quot; تو اگردرتپش باغ خدا را ديدي &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;همتي كن و بگو &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;ماهي ها حوضشان بي آب است&quot;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;STRONG&gt;فکر می کنید این روزها چه قدر فیلم کوتاه و مستند و مستقل از همین یک بیت شعر نو ساخت؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 05 Oct 2009 10:01:28 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روزی که عاشق شدم</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;امروز اول مهرماه 1388 است. ده سال پیش را به یاد می آورم در چنین روزی. باران می آمد. رفتم مدرسه. کلاس سوم دبیرستان . در حالی که همان شهریورش عاشق شده بودم. عاشق پروپاقرص سینما. چه روز عجیبی بود.  می خواستم با کسی درباره عشقم حرف بزنم .این که تصمیمم را گرفته ام تا فیلمساز شوم اما هیچ کس را پیدا نکردم. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;اگر هم می گفتم فکر می کنید کسی جدی می گرفت. یک پسر دبیرستانی اهل بندرانزلی که از همه چیز فاصله نجومی دارد می خواهد فیلمساز شود. به حق چیزهای نشنیده ! هنوز هم تعداد آدم هایی که بتوانم درباره سینما با آنها جدی حرف بزنم به انگشتان دو دست نمی رسد. سینما برای خیلی از هم نسلان من چیزی جز گلزار و فیلم هندی و خیلی روشنفکرنما باشند &quot;چشمان بازبسته&quot; نیست. بگذریم .....&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;در آخر: همیشه سعی داشتم تا &quot;مستقل ها&quot; به حدیث نفس گویی وبلاگ های دیگر دچار نشود اما از یادآوری امروز حداقل برای خودم نمی توانستم به آسانی بگذرم. دوستان این یکی را بر من ببخشایید. &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 23 Sep 2009 11:08:15 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>روز ملی سینما یا .....؟</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>فردا ۲۱ شهریور ماه روز ملی سینما است. جشن سینمای ایران قرار نیست مثل هر سال با شکوه و خبرساز برگزار شود؟ خیلی از تهیه کنندگان دل و دماغی برای تهیه فیلم جدیدشان ندارند و خبرهای ناخوشایندی از تعویق یا تحریم جشنواره فیلم فجر امسال هم به گوش می رسد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;همه این ها دست به دست هم می دهند تا در سالروز سینما دلمان برای سینمایمان بسوزد و نگران باشد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;راه حل شما چیست؟ من که عقلم به جایی قد نمی دهد !!!!&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 11 Sep 2009 14:08:32 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title></title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دیدگاه های جیم جارموش درباره سینمای مستقل:&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;1- به نظرم فیلم های زیرزمینی دیگر وجود ندارند. اگر هم باشند در قالب سوپر8 هستند. و با این فرمت هم باقی می مونند چون امکان نمایش در سینماهای معمول را ندارند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;2- واژه مستقل نسبی است. چون واقعا نمی شود مستقل بود مگر این که از نظر مالی مستقل باشی و فیلم را با پول خودت بسازی که واضح است هیچ آدم عاقلی این کار را نمی کند پس از این نظر هم نمی توان مستقل بود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;3- فقط امیدوارم که این کارگردانان به اصلاح مستقل بخواهند ایده های خود را حفظ کنند و قادر باشند فیلم هایی را که می خواهند بسازنند حتی اگر با استودیوها کار کنند هر چه قدر که ممکنه ایده هاشون حفظ بشود.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;4- باید روی حرف خودت بمانی. بعضی ها ساخت یک فیلم کم هزینه مستقل موفق را کلید ورود به هالیوود می بینند که اگر این هم باشد عیبی ندارد. من ایرادی نمی گیرم. ولی آدم های کمی هستند که روی حرف خودشان بمانند و بگویند : &quot; لعنت به همهشون. من این کار را نمی کنم. ترجیح می دهم راه خودم را بروم.&quot; این شیوه منه و خیلی ها هم فکر می کنند که متکبرانه است. ولی واقعیت همین است ، ترجیح می دهم راهم را ادامه بدهم. زندگی خیلی کوتاه است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;5- طبقه بندی گونه ها ناراحتم می کند. می دانم که این طبقه بندی ها وجود دارند چون دنیای تجاری به زور این کار را می کند ولی تو ذهنم خودم رو جایی آن وسطها می بینم بدون این که توجه زیادی به این طبقه بندی ها و دسته بندی ها داشته باشم. به نظرم آدم خوش شانسی هستم که فیلم هایم پخش می شوند.    &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 29 Aug 2009 08:36:58 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اعتراض و انصراف 136 نفر از مستندسازان ایرانی</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;انصراف بی سابقه مستندسازان ایرانی از جشنواره سینما حقیقت&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;جمعي از مستندسازان با انتشار نامه‌اي تحت‌ عنوان «چرا در جشنواره «سينماحقيقتِ» امسال شرکت نمي‌کنيم؟» دلايلشان را پيرامون اين تصميم اعلام كردند. این نامه به امضا 136 تن از مستندسازان رسيده است كه مي‌توان از ميان آنان از اسامي هنرمنداني چون رخشان بني‌اعتماد، مهرداد اسكويي، كامران شيردل، مهناز افضلي، محسن امير يوسفي، مهوش شيخ‌الاسلام،مجتبي ميرطهماسب، فرهاد ورهرام، پيروز كلانتري و ... نام برد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در متن اين نامه آمده است: «سينماي مستند ايران سندهاي ارزشمندي از واقعيت‌هاي جامعه‌ي ايراني در تاريخ يك‌ صد ساله‌ي خود ثبت كرده است. اين سينما براي تصوير كردن شرايط اين سرزمين توانسته با وجود همه‌ي قيد و بندها، از سال‌هاي دور، دوران انقلاب، دوران جنگ و نيز دو دهه‌ي اخير اسناد بسياري به يادگار بگذارد. متاسفانه سخت‌گيري و ممانعتي كه امروز بر مستندسازان در ارائه‌ي تصوير واقعي و منصفانه از جامعه‌ي ملتهب ما اعمال مي‌شود، بي‌سابقه است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اين شرايط ما را به كنشي ناگزير وامي‌دارد كه به‌رغم اذعان به اهميت برگزاري جشنواره‌ي «سينماحقيقت» که توانسته طي دو دوره‌ي قبلي فضاي موثري در عرصه‌ي نمايش و گفتمان پيرامون سينماي مستند به‌وجود آورد؛ از شركت در جشنواره‌ي امسال خودداري كنيم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;ما نمي‌توانيم جاي خالي مستندهاي ساخته‌نشده از وقايع اجتماعي اخير را ناديده بگيريم و به دليل ارزش و احترامي كه براي بيان حقيقت قائل‌ايم از هرگونه حضور و شركت در اين جشنواره به عنوان دست‌اندركار، منتقد و تماشاگر خودداري مي‌كنيم.»&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 21 Aug 2009 10:35:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=29</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-29.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فیلمی از نانی مورتی فیلمساز مستقل ایتالیایی</title>
<link>http://dagvill.blogfa.com/post-28.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اتاق پسر ( نانی مورتی – 1999):&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نانی مورتی یکی از فیلمسازان نام آشنای سینمای هنری ایتالیا در سراسر جهان است که از او در کنار یکی دو نفر دیگر می توان به عنوان وامداران به حق جریان متعالی این سینما از دهه های گذشته تا اکنون نام برد. نوع فیلمسازی مورتی بیش از آن که شبیه پیشینیانش باشد بیشتر نوعی سبکی خودخواسته و شخصی به نظر می رسد. او به عنوان نویسنده ، کارگردان ، تهیه کننده و حتی بازیگر نقش اول فیلم های خود شاید بیشترین شباهت را با فیلمساز نیویورکی وودی آلن داشته باشد. این شباهت آن گاه بیشتر می شود که دریابیم مضامین موردعلاقه مورتی نیز بیشتر حول و حوش درونیات انسان و رابطه اش با جهان سرد و تلخ بیرونی جامعه دور می زند. &quot;اتاق پسر&quot; پس از &quot; خاطرات عزیز&quot; و &quot;آوریل&quot; دو فیلم پیشین و معروف تر مورتی در جشنواره های جهانی ساخته شد و توانست در عین شایستگی نخل طلای کن 1999 را از آن خودش کند. داستان فیلم درباره دکتری روانکاو با بازی خود مورتی است که در کارش تبحر زیاد و بیماران فراوانی دارد. این مسئله باعث شده تا بیشتر زمان او در مطبش بگذرد و او از حال و روز پسر نوجوانش بی خبر بماند. روزی پسر به او پیشنهاد می کند که با هم به ورزش روند اما پدر به خاطر ویزیت یکی از بیمارانش مجبور است به او جواب منفی دهد. پسر با دوستانش به دریا می رود و غرق می شود. از این پس پدر که همواره خودش در مقام پزشک به همه روحیه می داد دچار غذاب وجدان و افسردگی شدیدی می شود که تنها بودن و دل دادن به زن و دخترش می تواند بار دیگر او را به جریان عادی زندگی بازگرداند. &quot;اتاق پسر&quot; با تصاویر سینمایی عشق به خانواده را برای بازگشت به زندگی پس از یک فاجعه بزرگ خانوادگی ثابت می کند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 09:06:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=dagvill&amp;postid=28</comments>
<dc:creator>dagvill</dc:creator>
<guid>http://dagvill.blogfa.com/post-28.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
